دروغ!

نمی دونم چرا دروغ ميگيم؟می خوايم که طرفمون ناراحت نشه؟می خوايم کارامونو از پيش ببريم؟
آخه چرا حقيقتو نمی گيم؟ چرا با گفتن دروغ و فرض کردن اينکه طرف مقابل آدم نفهميه،(البته گاهي هم فكر مي كنيم كه اگه طرف حقيقتو بدونه ناراحت مي شه يا تحمل شنيدن حقيقتو نداره) فکر می کنيم که همه چی تموم می شه؟و اونم حرف ما رو باور مي كنه؟
واللاه بالله اينجور نيست.مطمئن باشين كه طرفمون حتما مي فهمه .شايد به ظاهرهيچي نگه اما ميدونين باعث ميشيم كه كلي علامت سوال بالاي سر طرف ظاهر بشه و اين معماها هر روز فكرشو مشغول كنن؟
اگه راست حسيني بيايم بگيم فلاني! به اين دليل به اون دليل اينجوري كردم يا چه مي دونم اينجوري شده ، درسته كه شايد طرفتون اولش ناراحت شه اما چون حقيقته حتما قبول مي كنه.
يه حرف راست همچين آدمو آروم مي كنه كه ۱۰۰ تا دروغ جانانه هم نمي تونه اينكارو بكنه.
از همه اينا بدتر ،بخدا بعد از يه مدت فراموش مي كنيم كه چه دروغي گفتيم و يهو به قول بچه ها گفتني سوتي ميديم .بعد اي وااااي حالا مجبور ميشيم كه ۴ تا دروغ ديگه هم بگيم.
از همه اينا بدتر اينه كه ...........(سانسور مي كنم)
به هر حال ماه (شايد هم خورشيد، نمي دونم كدومشه!!!!!) هيچ وقت پشت ابر نميمونه.
كوه به كوه نميرسه آدم به آدم ميرسه.(ربطي داشت؟آره،فكر كنم.منكه مي دونم منظورم چي بود.شما هم اگه فكر كنين به نتيجه ميرسين.)   
نویسنده : سمن ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۱