چرا از ابراز احساساتمون می ترسيم؟چرا ميگيم مرد نبايد گريه کنه؟مرد و زن نداره.آخه هممون لا اقل يه ذره احساس که تو وجودمون هست.
آقايون،خانوما ! اگه ميخواين گريه كنين،خوب گريه كنين.ميخواين بخندين؟خوب بخندين.مگه چه اشكالي داره؟اگه از حرف كسي خوشتون اومد بهش لبخند بزنين. احساستونو منتقل كنين.
مي دونين در غير اينصورت براي ديگران غير قابل تحمل ميشين؟تازه اينجوري دارين هر روز از خودتون فاصله ميگيرين.پيش خودمون فكر مي كنيم كه درست نيست ديگران از احساسمون باخبر شن.مي گيم وااااي مردم چي مي گن بهمون؟(البته اينم باز از همون اخلاقاي خاص ايرانيهاست)آخه چي كار داريم به حرف مردم.براي خودمون بايدزندگي كنيم.
بهترين كار اينه كه اوني باشيم كه هستيم.نه اينكه كسي باشيم كه ديگران مي خوان.

------------------------------------------------------------------


امروز تو شركت پيغام برادر عزيزمو ديدم.وقتي داشتم مي خوندم يهو زدم زير گريه.اينجور موقعها اگه اشكت سرازير مي شه نبايد جلوشو بگيري.من تو ابراز كردن دلتنگيم و گريه كردن چه گريه خوشحالي و چه ناراحتي خيلي استادم. بعد از گريه آدم خيلي احساس سبكي وآرامش مي كنه. البته خوب شد همكارم نديد.(اينم از همون اخلاقاي ايروني)
به هر حال اين گريه به خاطر برگشتن همون كبوتر بود.اشك خوشحالي.
امروز يكي از دوستام تلفن کرد و گفت وبلاگتو خوندم و منم ياد كبوترم افتادم.حالا تو دعا كن همه كبوترا به آشيونشون برگردن. گفتم ايشاللا........   
نویسنده : سمن ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۱