سفر

امروز با دوستای خوب دانشگاه رفتيم فشم.وای که چقدرمزه داد.هوای خنک و آب بازی و شيطنتهای جوانانه!!! خيلی وقت بود که به يک استراحت احتياج داشتم .هر چند که کم بود اما خيلی خوب بود.
ميدونين ،وقتي كه كار ومشغلمون زياد مي شه از اطراف غافل مي شيم.خيلي چيزهاي بديهي رو هم ديگه نمي بينيم. و حتي گاهي از ياد خدا غافل مي شيم.براي همين واقعا لازمه آدم هر چند مدتي سري به طبيعت بزنه. بخاطر آرامشي كه مي تونه اوونجا داشته باشه و با خودش خلوت كنه ، فكركنه. وبه عقيده من،از همه مهمتر وقتي طبيعت قشنگ، رودخونه، جنگل، كوه هايي كه آدم رو خيره مي كنه و....رو مي بينه با تمام وجودش ميگه : سبحان الله ... و باز به نظر من، اون لحظه، لحظه خيلي قشنگيه.چرا كه خدا رو با تمام وجودش حس مي كنه...
  
نویسنده : سمن ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸۱