نيروی الهی

امشب از اون شبائيه كه كلي حرف دارم.اما بايد براي روزاي ديگه هم نگه دارم تا اين وبلاگ نخوابه
يه داستانی هست از افسانه های قديم هندوستان که چند سال پيش دريك کتاب خوندم. خيلی ازش خوشم مياد.برای همين ميخوام برای شما هم بگم.
در قديم همه آدما خلق وخوی خدای گونه داشتند اما از تواناييها و استعدادهاشون استفاده نمی کردند تا اينکه برهما خدای خدايان تصميم گرفت كه اين نيرو وقدرت خدايي رو ازشون بگيره و اون رو جايي پنهان كنه كه دست انسانها بهش نرسه.
براي همين با خدايان ديگر مشورت كرد.اونا گفتند كه اين قدرت بي نهايت رو در اعماق خاك قرار بديم.اما برهما گفت كه انسانها ميتونند به اعماق خاك دست پيدا كنند واونو دوباره بدست بيارن.
اين بار پيشنهاد كردند كه اين نيرو رو به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم.اما برهما گفت كه انسانها بالاخره به اعماق اقيانوسها دست پيدامي كنند.
خدايان به اين نتيجه رسيدند كه جايي رو نميتونن پيدا كنند كه انسان بهش دسترسي نداشته باشه.
تا اينكه برهما گفت: ”ما اين نيروي يزداني رو در اعماق وجود خود انسان پنهان مي كنيم. چون تنها جاييست كه انسان هرگز براي جستجو به فكرش نميرسه.“
بعد از اون،انسان همه جهان رو به دنبال اين نيرو گشته اما نتونسته پيداش كنه.چرا كه در عمق وجود خودش پنهانه.
حضرت حافظ ميگه:
”سالها دل طلب جام جم ازما مي كرد
وانچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد“

چند نفر از ما تا حال تونستيم اين نيروي الهي رو در خومون كشف كنيم؟قدرتي كه خدا در وجود ما به وديعه گذاشته! تنها عده كمي از اين نيرو و از اين استعدادها استفاده كردند. و عده ديگري هم بدون اينكه استفاده اي بكنند با خودشون به گور بردند...
همين موضوع بهانه اي شد كه يادي از مرحوم پروفسور حسابي بكنم كه امروز سالگرد فوتشون است.اين مرد بزرگ اونقدر زندگيش پر از نكته هاي ريز وجالب و پندآموز بوده كه من تا الان خيلي كم درصحبتهاي پسرشون موارد تكراري شنيدم.
امثال پروفسور حسابي ،استاد بيرشك، استاد شهرياري و...زياد نيستند.چرا من و شما يكي از اونايي نباشيم كه از تواناييهاشون به خوبي استفاده مي كنند؟چرا....   
نویسنده : سمن ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۱