دربيان عشق!

تو گشت و گذاري كه در دنيای وبلاگ داشتم زياد به موضوع عشق برخوردم.براي همين تصميم گرفتم كه امشب كمي درباره عشق صحبت كنم.
هيچ كس نمي تونه تعريف كاملي از عشق رو ارائه بده. چون هر كدوم داستان عشق رو يه جورخوندن و يه راز تازه دراون پيدا كردن.
يك قصه بيش نيست غم عشق واين عجب
كز هر زبان كه مي شنوم نامكرّر است
اما نظر من درباره زيباترين و پيچيده ترين كلمه:
عشقي كه تغيير كنه يا دستخوش نابودي بشه،عشق نيست.عشق بايد ثابت و پايدار باشه.در مقابل طوفانها ايستادگي كنه و هرگز تكون نخوره.
عشق حكم يه ستاره رو داره براي كشتيهايي كه مسير رو گم كردند و سرگردونند.
ممكنه به مقام عشق رسيد اما به ارزش اون نميشه پي برد.
عشق با گذشت ساعتها وهفته ها تغيير نمي كنه و تا پايان عمر جاويد ميمونه.
عشق مثل آتش است،به هرجا كه برسه ميسوزونه و اونو همرنگ خودش مي كنه.
عشق به تازگي يك گل سرخه كه تازه روييده شده.
عشق يعني وقتي يار رو مي بيني ، قلبت هر لحظه به طپش دربياد.
وبالاخره اگه خواهان عشق هستي، يك كلام هست كه بايد در دل خودت از هر كلامي عزيزترباشه و يك طپش دل هست كه بايد از هر طپشي بيشتر به اون گوش بدي.
خوب حالا فكر ميكنين كه عاشقيد يا نه؟در ضمن يه نكته را فراموش نكنين كه داستان عشق انسان،مقدمه عشق به هستي بخش است.
سخن عشق نه آنست كه آيد به زبان
ساقيا مي ده و كوتاه كن اين گفت و شنود

عاشق باشيد.
  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸۱