به خیال خودش خواست خبر خوب بهم بده،ضربان قلبم از هیجان بالا رفت اما با شنیدن خبر،دلم لرزید و شکستم،خبر خوب بود اما نه برای من...
/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلانه (دختر بابایی)

سمن این چن خط از یه پست پابلیش نشده منو ببین.. ببین خداییش حق دارم بگم خیلی درک کردم: "ممکنه شونه‌هاتو بالا بندازی که یعنی به من چه و برام مهم نیست. ممکنه حتی کمی فیلم بازی کنی که حتی خوشحالم. ولی به خودت نمی‌تونی دروغ بگی که ته ته دلت یک چیزی یک جور بدیه. یک‌جوری که انگار هی دلت می‌خواد بگیره و باز تو هی شونه می‌ندازی بالا که یعنی به من چه!! و باز هی دلت می‌خواد بگیره و هی.."

سانیا

سمن...امیدوارم خبر خیلی بده نبوده باشه...وقتی خوندم چیزی درون قلبم لرزید...کاش همیشه خوب باشی...خبرهای خوب هم برای تو باشه و هم برای همه...

مریم

عزیزم ,امیدوارم یه جای دیگه واست جبران بشه.با یه خبر فوق العاده[ماچ][قلب][ماچ]

دوست20

سلام ،‌ وبلاگ خوب و صمیمی دارین ،‌ می خواستم ازتون بخوام اگر وقت کردین به سایت ما هم سری بزنین ،‌ ممنون میشم که لینک سایت ما رو هم به لینکدونی اضافه کنین . متشکرم . www.emaadar.com بدرود .[چشمک]

علیرضا

حالا خدا کنه که به خیال خودش می‌خواسته خوشحالت کنه و قصد و غرضی پشتش نبوده باشه

نهال

سمن تسلیت... ببخش دیر رسیدم... ببخش... روش شاد... [گل]

دایانا

همیشه دعا میکنم اگه چیزی میشکنم اون چیز دل کسی نباشه..

مجید

نمی دونم چی بگم.ولی تو این دنیای لعنتی بهتره خیلی وقتا بی خیال همه چیز شد.البته من فقط تجویز می کنم نه عمل. خیلی وقته که بعد از کامنتاتون تو بلاگ دختر بابایی اینجا سرک می کشم ولی نمی دونم چرا تا حالا کامنت نذاشتم.به هر حال خواستم بدونید من از خوانندگان خاموشم(آیکون بهار و نگار باهم)

رامک

اینجور خبرها را شنیدم...

سامان

چی شده؟ یاشی نامزد کرده؟ [زبان] [خنده]