سفرنامه کانادا -3

 28- یه عادتی که بین مردم اینجا هست اینه که وقتی از دری وارد یا خارج میشن اگه ببینن کسی پشتشون هست ، در رو نگه می دارن برای اون شخص.

29- من عاشق سیستم self check اینا هستم.از فروشگاههای بزرگ که خرید می کنی میتونی خودت اجناس رو جلوی دستگاه بارکد خوان(نمیدونم اسمش چیه دقیقا )بذاری و حساب کنی.

30- بهترین مورد اینحا که دیگه میدونین اینه که میتونی جنس خریداری شده رو در یه مدت تعیین شده که میتونه از یه هفته تا سه ماه باشه پس  بدین.اینکار به خصوص برای وسایل برقی و الکترونیکی محشره.

31- یه سفر به بنف و اطرافش که نزدیک کلگری هست داشتیم.فوق العاده زیبا بود.البته ما زمانی رفتیم که همه دریاچه های اونجا تقریبا یخ زده بود.اما با همین یخ خیلی دیدنی بود.از نظر من منظره اینجوری خیلی جذابتر بود.از اینکه تو سرما رفتم اونجا رو دیدم راستش خیلی ذوق کردم.

 

پارک ملی

بنف

 

32- یه سفر هم به ادمونتون که پایتخت استان آلبرتاست داشتیم.ادمونتون یه مرکز خرید بزرگ داره که از جاذبه های توریستیشه. بزرگترین استخر سرپوشیده دنیا تو اون مرکزه.البته بهتره بگم پارک آبی سرپوشیده. مرکز شهر هم چشم انداز خاص خودش رو داره.

33- در مسیر بنف رسیدیم به مسیر قطار سراسری کلگری- ونکوور.البته فقط قطار باری رد میشه.قطارش هم عظمتی داشت.قسمتی از مسیر حرکت قطار از داخل رشته کوههای راکی بود که N سال پیش توسط کارگرهای چینی ساخته شده بود.من که حیرون مونده بودم از این طراحی!فوق العاده بود.

 

قطار رو پیدا کنید!

 

34- از بالا که به شهر کلگری نگاه کنیم خیابونها همه مرتب و موازی و درست حسابیه.انگار خط کش گذاشتن و خیابونها رو طراحی کردن.دقیقا مثل تهران که از بالا همه خیابونها تو دل و روده هم هستن!!!البته ونکوور هم اینجوری نبود.

35- تو این شهر به ندرت صدای بوق می شنوین.تو این دو ماه شاید من 5 بار هم صدای بوق نشنیدم.اما تو ونکوور یه کمی از تهران بهتره!مردم اونجا مثل ما زیاد تو رانندگی صبور نیستن.

36- یادتونه گفته بودم از آرامش زیاد اینجا حوصله ام سر میره؟دو سه روزه احساس میکنم وقتی برگردم دلم برای آرامش و سکوت اینجا تنگ میشه.منم مثل خیلی آدمهای دیگه انگار عادت کردم. اینکه مردم با هم دعوا ندارن، اینکه قانونمند هستند باعث میشه روح آدم هم آروم بشه.

37- سر تقاطع هایی که چراغ نداره اونقدر حق تقدم رو رعایت می کنن که آدم این احساس بهش دست میده که چراغ هست و من نمی بینم!

38- اینجا شما صحنه های عشقولانه نمی بینید.منظورم بین دوست دخترها و دوست پسرهاست که تو خیابون به ندرت می بینین که دست هم رو بگیرن چه برسه به بوس و اینا! اما بین زن  و شوهرها گاهی تو مترو دیدم که موقع خداحافظی از هم یه بوسه ای رد و بدل می کنن.

39- یکی از بهترین چیزهایی که داره کارواشهایی هست که خودت ماشین رو میشوری.کاملا به صورت اتوماتیک.ماشین رو می بری داخل اتاقک و یه دلار میندازی و آب میگیری روی ماشین.بعد هم یه دلار دیگه میندازی و کف میریزی.(البته این 1 دلار برای یه زمان خاصیه.مثلا شاید دو دقیقه.) بعد هم باوسایلی که هست تمیز می کنی ماشین رو.به جان خودم اگه همچین چیزی تو ایران بود من هر هفته ماشین میشستم به حای اینکه سالی سه بار بشورم!

40- این شهر و به طور کلی کانادا، اگه این سرمای سخت رو نداشت برای من نور علی نور بود.چون طاقت زیاد لباس پوشیدن رو ندارم.

41- شنبه 18 اردیبهشت: الان تو فرودگاه لندن هستم و عازم تهران عزیز و پر از شلوغی و هیاهو!

ممکنه این سفرنامه ادامه داشته باشه.

 

 

/ 10 نظر / 17 بازدید
دناتا

اینجوری که فقط نکات قشنگ و جالب رو مینویسی به نظرم خیلی خوبه. منم از سرما متنفرم ولی عاشق آدمایی هستم که قانونمند هستند و مقررات رو رعایت میکنن. عاشق جاهایی ام که وقتی حق با توئه مطمئنی که حق با تئه و خیالت جمعه. وقتی قانون رعایت نشه دیگه بود و نبودش مهم نیست مثل کشور خودمون. نمیشه رو هیچی حساب کرد و هیچوقت خیالت راحت نیست حتی اگه به بهترین صورت کاراتو انجام بدی.

nashenas

Migam:khoone khali ,bi to khali ,hame chi khali[لبخند]

امیر

سمن خیلی نامردی! عکس از همه جا گذاشتی جز پارک آبی!!!!! اونارو ( که میدونم گرفتی!!) برام ایمیل کن ببینم شئونات اخلاقی رو تا چه حد رعایت می کنن!!! یه وقت زلزله نیاد اونجا!

Shaho

Dorood jat sabze inja life khere koobe naztigaye 20 darajas =) Canada is the best

دوست ۲۰

آهی خدایا ، ما را از این همه گرفتاری برهان . که دوستی می یاد ما بی خبریم . شرمنده شدم حسابی . تازه داشتیم یه فکرایی می کردیم ما . انشاا... همیشه سلامت و شاداب باشین . بدرود .

سلانه

سلاممممممممممم:) رسیدن به خیر سمن خانوم جان (آیکون سجاد)!!

سلانه

متاسفم شهری که صحنه های عشقولانه نداشته باشه به درد نمیخوره!!

فیروزه

سلام ... رسیدن به خیر سمن بانو [قلب]

پونه

اول یک بغض جانانه از لحاظ هم دردی با ناشناس جان داشته باشم !! بعدشم شماره 34 رو از لحاظ توپوگرافی و زمین شناسی که بررسی کارشناسی کنی می بینی که این شهر ها اطراف رودخانه ساخته شده برای همین چپ اندر قیچی به نظر میاد چون مسیر رودخانه رو دنبال میکنه ... ماشینت رو بشور که نگن ماشین بچه داریه !!