- خواستم خودم رو لوس کنم،بی مقدمه به ریواس گفتم: تو مشت منو دیدی؟ نذاشت ادامه بدم!گفت آها!می خوای بگی مشتت کوچیکه!قلبت اندازه مشتته!الان دل کوچولوت ناراحته؟دلت تنگه یا چی؟! گفتم ای نمیری تو که تا تهش رفتی!میگه آخه من مادرم!!

- فردا تولد ئه سرینه.دیشب موقع خواب داشتم فکر می کردم که ااا کاش فلان کار رو می کردیم برای ئه سرین که وقتی برمیگرده تهران و میره شرکت ذوق کنه و اینا.با همین فکرها چشمم تازه گرم شده بود که مسیج اومد برام!دیدم ئه سرین گفته که: اومدم هم اتاقیمو صدا کنم اشتباهی گفتم سمنو!با کی داری غیبتمو می کنی؟!

پ.ن: ما ریواس و آی باکلاه رو، مامانی و بابایی صدا میکنیم!
/ 38 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ییلاق ذهن

تولد ئه سرینمون مبارک [لبخند] تولد بهمنیا شروع شدا [چشمک][نیشخند]

ئه سرین

داشتی غیبت می کردی چرا می پیچونی؟ روت نمی شه بگی؟ ها هاه ها؟ غیبت اونم موقع خواب آخه؟ واخعن که![ابله] [قلب][ماچ] به همه مون

ئه سرین

تولد تو هم مبارک دختر جون که قراره مامان بشی[قلب] من تازه فهمیدستم اینووووووو. مبارکاااااااااااا[ماچ] پونه بادکنک هامو رو رد کنید بیاد[نیشخند] می گم می خواید از این به بعد جای تولد به هم دیگه، بهمن رو به هم تبریک بگیم؟ ماه خودمونه خب[قلب]

دوست20

سلام ، وای خدا . تولد همه مبارک باشه ،‌ دخترا و پسرا ،‌ مامان و بابا و خیلی یای دیگه که از ذکر نام آنها معذوریم . امیدوارم که همیشه سلامت و شاد باشید . دوستدار شما . بدرود .

ریواسی

:)) علی! روایتها حاکی از اونه که گوگیجه گرفتی!! توکل کن پسرم!

دوست20

راستش نمی دونم چی گرفتم ، اما حتما باید یه چکاپ کامل بشم . تازه بعدش شاید مشخص شه .[چشمک] بدرود .

سانیا

وای خیلی بامزه بود این پستت دختر....آخه من مادرم که دیگه منو کشت رسما

مریم

سمن جان بخاطر داشتن این دوستای خوب بهت تبریک میگم.شاد باشی[قلب]

پونه

رفیقم بگیر چیو بگیرم بادکنک هارو چیکارش کنم بده به رفیق دست به دست کنین تا روز درختکاری