مُردیده شدم بس که این آهنگ، امشب یا با زمزمه یا توسط خود جناب داود بهبودی تکرار شد:

تو قحطی محبت دادی به عشقم عادت
رو بال مهربونی رفتم تا بی نهایت
تو اوج آسمونها دارم ز تو حکایت
تو قحطی محبت دادی به عشقم عادت
و الی آخر..

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کفشدوزک بدون کفش

نمیدونم چرا این پستت رو خوندم قر اومد تو کمرممممم [نیشخند] خصوصييييييييييي كامنت گذاشتم !!! !!! چك كن :*

دناتا

به جان خودم من این پست رو ساعت شش و نیم پابلیش کردم. من چه گناهی کردم پرشین قاطیه. تو رو خدا ببین چه جوری با آبروی من بازی می کنن[ناراحت]

مریم

شعر قشنگ و شادی هم هست!‌ خوبه![نیشخند][چشمک]

مونی

اره عزیزم بنا به دلایلی جامو عوض کردم

فلیکا

اسم داود بهبودي كه مي آد[نیشخند]

فلیکا

آي دنت نو وات مين ملاتكولي ايز ايت بد؟[نیشخند]

فروز

سلام قدیمی، همیشگی. گریزی نیست از نوشتن حتی اگر پسوردهای بلاگ‌ها قدیمی‌ات را سوزونده باشی... خوبی تو؟

سامان

استغفرا...! شبه قدریه اینا چیه نوشتی؟ جای دعا و نیایشته؟ خجالت داره والا! قباحت داره بلا! دفعه ی بعد بی زحمت جلال همتی زمزمه کن. تنکس ا لات [لبخند]

لبخـند پنـبه ای !!‌‌( خانم شکلات )

غشششششش... 1ساعته دارم به کامنتت میخندم ... :)) ... فدای تو... چشات خوشکل میبینن جیگملممممم[ماچ] ........ راستی ... آقای نسکافه هم هی زنگ میزنه میگه‌: آخه عزیزم .. ما که اینقد همو دوس داریم نباید یکیمون عروسی کنه که !!!... بعد هی رو مخ گرام راه میره که دیگه از این خزعبلات نپرسم :دی !!! ولی نباید عروسی کنه دیگه .. زوریه‌!!![نیشخند]

پونه

مواظب باش ها دیوارهای جدیدن سر میشکنن