پیشنهاد

آقای رییس جمهور آینده!
من دو تا پیشنهاد دارم!هر کدوم رو تونستین اجرا کنین من مخلصتون میشم!
١-در تغییر قانون اساسی،انتخابات رو هر ۶ ماه بکنین!بذارین این مردم انرژیشون چهار سال تلنبار نشه و هم خودشون هم بقیه رو بیچاره نکنن!
٢-ریاست جمهوری مادام العمر بشه که هر بار از این بازیها نداشته باشیم!اما خب یه کم خطرناکه!انرژی ذخیره شده ملت یه جایی سرریز میشه و به مصلحت نیست!مگه اینکه یه کاری کنین به یه بهونه ای مردم شادی کنن!مردم که همینجوری اجازه ندارن جیغ بزنن و شادی کنن!
ساعت ١٠ دقیقه به ٧ از شرکت اومدم بیرون.مسیری که نهـــایت ١ دقیقه طول میکشه،۵٠ دقیقه طول کشید.بین زنجیره سبز انسانی و مصلا گیر افتاده بودیم!دیدم اصلا نمیشه بیشتر از این رفت.بوق و سر و صدای دو جناح هم که رو اعصاب بود! ترجیح دادم برگردم شرکت و تو خیابونهای منتهی به عباس آباد و ولیعصر نیفتم! و الان بنده در شرکت هستم!گوش بزنگ صدای خیابون که هر وقت کم شد بپرم تو ماشین!
درکی از زنجیر سبز انسانی ندارم!درکی از اینکه کسانی که از مصلا برمیگردن اینجوری ترافیک ایجاد می کنن ندارم!تمام مدت تو ترافیک به این فکر می کردم که اگه یکی مشکل اورژانسی براش پیش بیاد باید چیکار کنه؟فاتحه خودش رو بخونه؟
متاسفانه ما بدجوری جوگیر میشیم و به هیچ چیز دیگه هم اینجور وقتها فکر نمی کنیم!

/ 9 نظر / 12 بازدید
خاطره

حالا حالا ها باید تو شرکت بمونی ...در حال حاضر مسیرایی که گفتی ترافیک بسیاربسیار سنگینه...و اصا قفله. [لبخند]

دناتا

آخی..[زبان] والله اینجا که ما از حاشیه دوریم یکم از این هیجان ها میخوایم. برا روحیمون خوبه[چشمک]

امیر

دیشب از اول صیاد که وارد همت میشی تا خود شهرک غرب یه سره ترافیک بود. 2.5 ساعت طول کشید تا رسیدم خونه. البته جد و آباد همه رو یه یادی ازشون کردیم و خلاصه خوش گذشت!

فليكا

منم از اول انتخابات تصمیم گرفتم تو خیابون اصن نرم،كلي خريد دارم ولي همه رو گذاشتم بعد انتخابات مي ترسم برم كشته شم واللاه از بس بي شعورن مردم اينجا

آرزو

با هر دو تای این پیشنهادات باید درب ورود و خروج مملکت را ببندیم و بزنیم تعطیل ... با یک کلام پایین خیلی موافقم من هم همین را می خوام

ییلاق ذهن

پس از همایش چهارشنبه تو خیابون آزادی خبر نداری به مراتب جوگیرانه تر بود

جهانگیر

سلام" خوب من اینجا هستم و مطلبتون رو خوندم دقیقا باهاتون موافقم " من تا امروز سعی کردم جو گیر نشم و سعی کنم خودم باشم . تاریخ عجیب برای ملتی بس فراموشکار تکرار میشه ! عجیب !

خانوم زيگزاگ

خدایی این رضایی‌ها و کروبی‌ها از همه بی‌آزارترند. دیروز ما با حامی‌های کروبی راهپیمایی کردیم. نه با کسی درگیر شدیم نه چیزی... هر کی م که بد و بیراه می‌گفت بهمون اصلن به هیچ‌جامون نبود!!! بعدشم که راه‌پیمایی تموم شد همه رفتیم خونه‌هامون. چیه هی بزنیم تو سر و کله‌ی هم؟؟ خیلی خوشم اومد از فهم و شعور کروبی‌ها.

مشتی خس و خارند به یک شعله بسوزان در ظلمت این شام سیه فام سحر شو ای خصم به جان تاخته طوفان شرر شو ای بغض گل انداخته فریاد خطر شو ای روی برافروخته خود پرچم ره باش ای مشت برافراشته، افراشته تر شو ای حافظ جان وطن از خانه برون آی از خانه برون چیست که از خویش به در شو دیوار مصیب زده حوصله بشکست شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست خود بر سر این تن به قضا داده قدر شو ------------------------------------ پ.ن: سمفونی "فریاد خطر" با اجرای "سهراب پور ناظری" (حتماً دانلود کنین و گوش کنین) لینک دانلود : http://www.mowj.ir/Audio/faryadkhatar.mp3 پ.ن: همه بازی وبلاگی کردین. این دفعه دیگه بازی نیست. جدی جدیه! این مطلبو بزنین تو بلاگتون و به هر کی میشناسین بگین همین کارو بکنه. (واسه خاطر کشورتون هم که شده این یه بار این کارو بکنین)