بعد از سالها اولین ماه رمضونی بود که نبودی.کمتر شبی بود که یادت نباشیم و یاد سالهای قبل نکنیم.عصر که میشد میومدی.نیم ساعت مونده بود به اذان کلی شلوغش می کردی که افطار آماده است؟من گشنمه!چای بریزین برام.به اذان که نزدیک می شدیم می گفتی ربنا آتنا سفره را پهن نما!و با چه ذوق و شوقی روزه ات رو افطار می کردی.ماه رمضونها شیطنت نمی کردی.گاهی می خواستی اذیتمون کنی که یادت میومد ماه رمضونه و می گفتی حیف که نمیشه ! بمونه برای بعد از ماه رمضون.به قول خودت تو این ماه چاخان نمی کردی و ما رو سر کار نمیذاشتی.
اونقدر ماه رمضونها همه ازن خاطره دارن که هیچ کس سر سفره افطار فراموش نکرد که برات دعا کنه.
امشب تو زنگ زدی به ما که تبریک عید رو بگی.میدونم درد داشتی میدونم اثرات شیمی درمانی خیلی اذیت می کنه اما مثل همیشه به روی خودت نیاوردی و با انرژی صحبت کردی.وقتی گوشی رو گرفتم و گقتم الو ، داد زدی:«صد بار گفتم پای تلفن نگو الو.بگو کیه؟بعد من میگم : (شروع کردی به آواز خوندن) سلام عزیزم ،عزیزم سلام...» احوالتو پرسیدم و گفتی:دیروز وقتی شیمیاییم! می کردن رگم پاره شد و کلی خون اومد.به دکتر گفتم چیکار می کنی؟دامنم لکه دار شد!و بعد میزنی زیر خنده و میگی والله من فقط یه روده راست تو شکمم داشتم که این دکتر اونم پیچوند...
خوشحالم و خدا رو شکر می کنم که با وجود این ناراحتی تونستی روحیه ات رو حفظ کنی.و مطمئنم با همین روحیه این درد لعنتی رو بدرقه میکنی.همگی منتظریم تو رو اینجا و با تندرستی ببینیم.ایشالله ماه رمضون سال آینده پیشمون باشی.

/ 6 نظر / 5 بازدید
شبهای پاییز

سلام.تبریک میگم،نوشته هاتون به دل میشینن.موفق باشین.خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید[لبخند] www.shabepaeezi.persianblog.ir

لبخند پنبه ای

الهی...‌!!![ناراحت] ایشالله به سلامت و با سلامتی برگردن .....[بغل]

ییلاق ذهن

ایشالا به همین ماه عزیزی که گذشت همه بیماران شفا پیدا کنن

فلیکا

امیدوارم و آرزو می کنم سال دیگه کنارتون باشه،امن يجيب مظطر اذا دعاها ويكشفسو... نقشه برداري و اتوكد و نقشه كشي هستن

دناتا

خدا همه مریض ها رو شفا بده[گل]

امیر

ایشالا سال دیگه با سلامتی پیشتون باشه. خدا همه مریض هارو شفا بده