خبرهای خوبی که زودتر از موعدی که فکرشو می کنی و انتظار داری،پیش بیان خیلی شیرینتر میشن.اونقدر شیرین که تلخی صبحت رو از بین میبرن.

/ 36 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دناتا

دیشب خواب دیدم ریواس اومده انقد ذوق می کرد از دیدن وبلاگش. بعدش پاشدیم رفتیم بیرون. من و تو ریواس و فلیکا. رفتیم تو یه سالنی که یه آقایی داشت سخنرانی می کرد. من و فلیکا موندیم تو و ریواس رفتید بیرون. بعد که سخنرانی تموم شد اومدیم دیدیم تو توی خاک و خول ها نشستی تنها. گفتی آقاهه اومد دنبال ریواس رفتن. من گفتم چرا نیومد به ما خبر بده؟ گفتی نشد دیگه. بعدش من یواشکی به فلیکا گفتم گمون کنم کشتتش!! آخه جایی که نشسته بودی یه عالمه خاک بود. فکر کردم حتما" اون زیر خاکش کردی. بعد به فلیکا گفتم تور و به یه بهونه ای ببره جایی مثلا" دستشویی تا من ببینم ریواس اون زیر هست یا نه. فلیکا هم می گفت من نمی برمش من می ترسم. خودمم از اینکه بخوام خاکها رو بزنم کنار و با جسد روبرو بشم وحشت می کردم. بعدش هی تو دلم می گفتم فکر کردی اگه کشته باشیش که معلوم می شه وقتی اقاهه گفت با من نبوده چی می گی. آخرشم نشد با فلیکا بری و من نبش قبر کنم!![نیشخند]

دناتا

ولی به خدااااا قیافت به آدم کش ها نمی خوره.انقد که مهربونی. من شرمندم از خوابی که دیدم[زبان]

سمن

[قهقهه]تو رو خدا ببین مردم چه خوابهایی می بینن دوست ما چه خوابی میبینه!

فليكا

[قهقهه][قهقهه][قهقهه]سمن ریواسو کشتی؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دناتا عجب خواب باحالییییییییی[نیشخند]

فليكا

دناتا من كه نمي ترسم كاش مي گفتي من نبش قبر كنم تو سر سمنو گرم كني[عینک]اگه گفته بودي الان مي فهميديم چه خبره ها[نیشخند]

ریواسی

[قهقهه][قهقهه] واااااااااااااااااایییییی!!!!! دناتاااا جونم، جاااااااااااااااااااان!!!!! این سمن منو ریز ریز می کشه! هی هی!!!! اما بوووووووووووووووس و بغل! تو از همه اینا بهترتری! میدونم گولت زدن که ویلاگمو بترکونی! تو که اولش نمی خواستی! تازشم فقط تو بغلم کردی وختی برگشتم![بغل]