سفرنامه 1

امروز دومین روز ورود من به کاناداست و جاتون خالی همزمان با ورود من برف هم شروع به بارش کرد و از بدو ورود من زیر پتو بودم.البته باید بگم که من تقریبا جناره ام رسید اینجا.پرواز اول به لندن بود و طول مسیر به شدت هوا بد بود و تکونهای هواپیما هم شدید.اونقدر که تو هر ردیف، کم کم دو نفر حالشون به هم می خورد و فیلمی بود تو هواپیما.مهماندارها تند و تند پاکتها رو میگرفتن و می بردن.به خاطر وضع هوا، خبری از صبجانه نبود.منم با دهن باز مردم رو نگاه می کردم که چطوری حالشون بد میشه و از یه طرف هم ضعف کرده بودم از گشنگی!بعد از ۴ ساعت بالاخره صبحانه دادن.اما اونقدر دیر شده بود که من سردرد گرفتم.رسیدیم فرودگاه لندن و سه ساعت حدودا توقف داشتم.اونجا هم یه اسنکی خریدم که بیشتر به زهرمار شباهت داشت و نصفش رو انداختم دور.زمان پرواز بعدی رسید که حدود ١٠ ساعت طول می کشید.به محض ورود به هواپیما حالم بد شد و سردرد هم شدیدتر و گلاب به روتون حالم بهم خورد.عین اون ١٠ ساعت ملت داشتن غذا و نوشیدنی می خوردن و من حالم بهم می خورد!(بیشتر فکر کنم به خاطر همون اسنک بود که تو فرودگاه خوردم) فشارم افتاده بود و با وجود ژاکت و دو تا پتو هم گرم نمی شدم.راستش رو بخواین صدبار به غلط کردن افتادم که چرا اومدم!بعد همش فکر برگشتم رو می کردم!بالاخره با یه حال نزار رسیدم.اولین چیزی که از همون فرودگاه توجهم رو جلب کرد شادی و خنده مردم بود که حس خوبی به آدم منتقل می کرد.
دیروز تا عصر منگ بودم تا بالاخره سیستم  بدنم یه کم تنظیم شد!بعد هم دیگه افتادیم به گشت و گذار.همه چی خوب و آرومه،البته تا من به دمای هوای اینجا عادت کنم زمان می برهنگران
/ 9 نظر / 19 بازدید
بهار

خوش بگذرون دختر!كامپيوتر و اينترنت توپ!كه اينجام بود كه! برو عشق و حال و صفا سيتي و اينا!!راستي از الان سوغاتي خريدنم شروع كن كه روزاي آخر به مشكل برنخوري!!!

دناتا

وای چقد سخت گذشته بهت.. ولی ایشالله اونجا انقد بهت خوش بگذره که جبران بشه[چشمک]

ییلاق ذهن

یعنی واقعا اینقدر وحشتناک گذشت؟![اوه] سلام مارو هم به دوستانی که اونجا هستن برسون [قلب]

امیر

پس خوب شد من سفرم رو کنسل کردم!!!! مدیونی اگه زیاد سوغاتی بیاری! باور کن ناراحت میشم!!!

پونه

یک کم به دمای بیولوژیک بدنت هم بستگی داره چون وقتی بیداری در اصل همه اعضا و جوارح بدنت خوابه خب تقصیری ندارن بیچاره ها به وقت اونا سه صبحه تو به معده ات فرمان میدی پاشو ناهار بخور!! فقط چشمات بازه دقت کنی همه حرفها رو هم متوهم میشنوی [نیشخند] برای همین خیلی بیشتر از ماها سردت میشه.

احسان

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه. طبق اون چیزی که من شنیدم مردم این جور مناطق از شراب (زبونم لال) به عنوان نوشیدنی استفاده می کنند. که از قرار معلوم می تونه بدنشون رو گرم نگه داره. البته پیشنهادی برای استفاده ازش برای شما ندارم. در هر صورت از بهترین کارا می تونه توجه کردن تو نوع زندگی مردم اونجا باشه. چون اونا حداقل 600 سال جلوتر از ما هستند. take care, bye

امیر

سمن ببین این پانی بهت گیر داده ها!

دوست20

به به و سلام عرض می کنیم . موفق باشید . بدرود .

مريم

به به ...رفتی پسسسس!!!به سلامتی ... وووی چقدر اذیت شدی توی پروازهات ....ایشاله اونجا اینقدر خوش میگذره که اصلن یادت میره همه اینا ....