بازی مرگ!

این بازی هم به دعوت بانو فلیکا:
اگه بگن سه ماه دیگه زنده هستی سه تا کاری که انجام میدی چیه؟
من مثل فلیکا نمی ترسم و فکر میکنم راحت با قضیه کنار میام.
اولین کاری که مطمئنا میکنم اینه که میرم به دیدن دو نفر.اولی رو دورادور میبینم.اما با نفر دوم میشینم یه قهوه میخورم و تا میتونم حرف میزنم و خاطراتمون رو ورق میزنم.احتمالا آخر سر هم تو بغلش کلی گریه میکنم.
کار بعدی اینه که با دوستام برم جاهاییکه دوست داشتم برم و نشده.مثل کندوان.یا جاهایی که رفتم و دوست داشتم بازم برم،مثل یوش!
کار سوم و سخت ترین کار:مامان و بابا به هوای من یه سری کارها رو هیچوقت حاضر نشدن خودشون انجام بدن و مسوولیتش با من بوده.راه و چاه اون کارها رو باید بهشون یاد بدم که خود این پروسه فکر کنم سه ماه طول بکشهابرو.ضمنا باید به نبودنم عادتشون بدم.
کار چهارم رو هم بگم خب اینم مهمه:نزدیکیهای زمان رفتنم یه مهمونی مفصل میگیرم و با دوستام و خانواده ام بهترین لحظه ها رو میگذرونم.شام هم حلوای مرغ میدم!
فکر کنم بعد از اون مهمونی چون حسابی بهم خوش گذشته دیگه حاضر نباشم بمیرم!نیشخند

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دناتا

حلوای مرغ؟؟!! من برعکس تو می شینم زار زار گریه می کنم[ناراحت]

پور پدر

من نمیدونم! چه بازی سختیه! حلوای مرغ چیه؟ یه چیزی تو مایه " ببینین من چه آشپز ماهری هستم"؟

ریواسی

بیشین بینیم بابا!!! ما بیاییم کلی بزنیم برقصیم که داریم از دستت راحت میشیمف بعد تو پشیمون شی؟!!! مسخره توییم مگه ما! * چیزه! ای جااااااااااانم[بغل] خدا نکنه حالا حالا ها

فلیکا

حلوای مرغ چه باشد؟گمونم اونو می دی به خوردمون همه ما را می کشی،ازرائيل خودش خسته مي شه دست از سر تو بر مي داره

کلاقرمزی

دوست و رفیقام هرچی بخوان واسشون میخرم ( البته که هر چی بخرم چک 4 ماهه میدم ، کار از محکم کاری عیب نمیکنه )[شیطان] ولی میدونم که حداقل روزی یه فیلمو میبینم !!! نمیدونم کجا منو دیدین آخه من کلا خیلی کم میام تو نت ؟![چشمک]

سایموند

من هم دنبال اون حلوای مرغ هستم که ببینم چیه! به اسمش که میخوره خوشمزه باشه ...

پونه

منم میرم یک نفر رو میبینم ! قهوه نمیخورم، دوست ندارم ...هات چاکلتی چیزی(سلام ئه سرین)

مهدی

باسلام[گل] اولا":خداوند 120 سال عمر با عزت بهت بده. دوما":اگه بهت بگن فقط 24 ساعت وقت داری چکار میکنی؟[لبخند] یاحق

فلیکا

دلم بسی گرفته می باشد و بی حوصله ام[گریه]