ناز آقای پدر

آقای پدر به ادویه جات و اینا حساسیت داره و خارش میگیره بدنش.پنیر و رب گوجه و سرخ کردنی هم اصلا نمی خوره چون بازم حساسیت ایجاد میکنه.دارچین هم از اون مواردیه که شدیدا اذیتش می کنه.یا مثلا با آبغوره سردی می کنه.
مامان غذا درست میکنه خب یه مقدار خیلی کوچولو مثلا ادویه میزنه.بابا غذا رو می خوره و نیم ساعت بعد اعتراض می کنه که ادویه ریخته بودی و من خارش گرفتم.
یا مثلا رب غذا زیاد بود اذیت شدم.خلاصه هر غدایی که مامان درست می کنه بابا یه کم بعدش میگه اذیتم کرد.و مامان هم اکثر مواقع رعایت می کنه تا جاییکه مزه غذا به هم نخوره،ادویه و رب اینا نمیزنه.
این مدتی که مامان باز دستش شکسته بود و آشپزی نمی تونست بکنه مسوولیتش گردن من بود.
روز اول مثلا دارچین ریختم تو غذا.غذا رو آوردم سر میز و بابا بدون هیچ بهونه ای خورد.تا چند ساعت صبر کردم ببینم بابا میگه خارش گرفتم یا نه؟دیدم نه هیچ خبری نیست!
ذفعه بعد رب ریختم و منتظر عکس العمل بابا بودم بازم دیدم نه!روز بعد فلفل به میزان لازم!دیدم نه بازم بابا هیچی نگفت!من هم اصلا به روی خودم نمیاوردم که بپرسم اذیت شدین یا نه؟به هر حال اگه اذیت میشد میگفت.
ماهی رو مامان همیشه برای بابا بخارپز میکنه.یه روز که برنامه غذا ماهی بود به بابا گفتم دیگه امروز شما غذا درست کنین.برای مامان سرخ کنین و برای خودتون هم اینجوری بذارین بخارپز بشه.بابا گفت: چرا بخارپز؟گفتم پس چی؟گفت سرخ می کنم!گفتم مال خودتون رو بخارپز کنین دیگه!گفت نـــه! سرخ می کنم!من:تعجبعجب!باشه!
عصر اومدم و دیدم جدی جدی بابا ماهی رو سرخ کرده خورده!و هیچ شکایتی هم از بابت خارش اینا نداره!سوال
خلاصه یک ماه من غذا درست کردم ؛با انواع ادویه ها و رب و بدون هیچ پرهیزی و بابا اصلا اظهار ناراحتی نکرد!
من که نتونستم بفهمم چی شد سیستم گوارشی و مزاجی بابا یهو تغییر کرد و البته میدونم که با شروع آشپزی مامان بازم حساسیتهای قبلی بابا برمیگرده!نیشخنداما مطمئنم که آقای پدر نازنین قلبخودشون رو برای خانمشون لوس می کنن و میخوان که نازشون رو بکشن!منم هیچی به روی خودم نمیارم که بابا همچنان بتونه ناز کنهچشمک
/ 31 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان سمن

به این سوی چراغ!!!! من با اینکه مامان سمنم، دستپخت خواهر جانشو هیششششوخت نخوردم! که این خودش کلی مشکوکه و جای بررسی داره! اما دستپخت بچم سمن... محشرررررر.

مریم

میبینم که مامانتم از دسپختت تعریف کرده سمن جون پس واجب شد که دسپختت رو بخوریم !

رامین

ُسمن جان حالا تو همش بگو دستپختت خوبه من یکی که یادم نیست دستپخت سمن خانمومو خورده باشم اما مال بزرگتراتو به ترتیب از بالا تا قبل از تورو خوردم حرف نداشته [چشمک]اما در مورد تو باید ببینم البته اگه به عمر ما قد بده [شیطان] در مورد همدردی من با برادرم هم این یکی رو خیلی خوب اومدی و جفتمون انگشت برامون نمونده . درسته داداش؟[پلک]

shaho

[خنده][قهقهه]

رامین

من این وسط فخط دیلم واسه مامانت میسوزه بنده خدا همه کاری میکنه آخرشم برمیگردن میگن اون هیچ کاری نکرده و از این حرفا !!![سبز] اما در مورد انگشت : هیچ آشپزی اینقدر از غذای خودش خوشش نمیاد که انگشتشم باهاش بخوره ( البته گاهی استثنا هم پیدا میشه [شیطان][نیشخند])

ئه سرین

اینجانب اومدم غرش کنم(همون دفاع غررررا) در حمایت از سمن! سمنو می شه فقط یادم بیاری کدوم غذارو که خوردم تو پختی؟[نیشخند]

sahar

[اوه] migam samani man o to omadim ye shokhy konim ba majerahaye Naze aghaye pedar che janjali shod inja.in mozo jahany shod,albate dishab Obama va Harper zang zadan goftan make dast pokhte hichkodometono nakhordim o nemikhorim[ناراحت].behtar nistye matlabe jadid tar benvisy az in janjal kaste beshe?manke khaste shodam ,dare hormatha shekaste mishe.

ايرن

سمن بانو , من که خواهرتو خيلی قبول دارم تو آشپزی . هم دستپخت ايرانيشو خوردم و هم فرنگيش , حرف نداره و تکه حالا بزار از غذاهای تو هم تعريف کنم البته یکيش که محشره حتما" ميدونی چی رو ميگم . همون غذائی که مامان اسمشو گذاشته فيس و افاده

ئه سرین

به جون بچه م من فیس و افاده نخوردم! ایضا آش رشته و سوخاری و پاستا! یعنی خوردما ولی در حضور شما و در رستوران[نیشخند] آیا شما در رستوران کار می کنید؟[متفکر] من اومده بودم جدنی طرفداری جانانه کنم ولی وایسا بینم! من یه حلوای مرغ و سالاد ماکارانی[نیشخند] و یه چیز دیگه که اونم باید از خواهر محترمتون بپرسم، یادم بیاد[نیشخند] یادمه که اینقد خورده بودم داشتم می ترکیدم. بقیه ش رو وقتایی که من نبودم پختی دادی بچه ها خوردن نه؟ من که می دونم! بعد حلیم بادمجون که دارن، زنگ می زنن میل می زنن پاشو بیا دور هم باشیم شام نهار[سبز] . یه بار دیگه هم اسم کدو بادمجون جلو من بیاری دخترم، میرم تو تیم سحر (سلام سحر جان[قلب]). گفته باشم نگی نامردی و اینا. [شیطان][نیشخند]

Bita

manam mikham nazar bedam. man az doostaye sahar hastam va barha dastpokhtesha khordam. makhsoosan az vaghti nini daram ke hesabi behem mirese va hata baram ghaza mifrese!!!!!!! dastpokhtesh harf nadare. jahat etelae' tazegi Fesenjoonesh ra khordam ke toop bood. aslan too calgary maroofe. migin na , pashid ye sar biayeed ba cheshmaye khodetoon molahezeh konid. .